ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
19
الطبقات الكبرى ( فارسي )
( 1 ) بار سوم يا چهارم ، مزدور گفت به اندازه بال پرندهيى ابر مىبينم . گويد : انس همچنان به نماز گزاردن و دعا كردن ادامه داد تا مزدور آمد و گفت : تمام آسمان را ابر گرفت و مىبارد . انس گفت : بر اسبى كه بشر بن شغاف فرستاده است سوار شو و بنگر باران تا كجا را فرا گرفته است . گويد : سوار شد و نگريست باران از خانههاى محل مسيران و از قصر غضبان تجاوز نكرده بود . گويد معلى بن اسد ، از حفص بن ابى صهباء عدوى ما را خبر داد كه مىگفته است از ابو غالب شنيدم كه مىگفت * هيچ كس را نديدهام كه در گفتار خود خوددارتر از انس بن مالك باشد . گويد يحيى بن خليف بن عقبه ، از ابن عون ، از عطاء واسطى ، از انس بن مالك ما را خبر داد بنده پرهيزگار و ترسنده از پروردگار شمرده نمىشود ، مگر آنگاه كه از زبان خود اندوهگين شود - اگر سخن ناروا و نادرست گفته است اندوهگين گردد . گويد محمد بن عبد اللّه انصارى ما را خبر داد و گفت يكى از مشايخ ما كه كنيهاش ابو الحباب بود براى ما نقل كرد و گفت از جريرى شنيدم كه مىگفت * انس بن مالك از محل ذات عرق « 1 » احرام بست و محرم شد و تا هنگامى كه از احرام بيرون آمد سخنى جز ذكر خدا از او نشنيديم . گويد : انس بن مالك به جريرى گفته است : اى برادر زاده ! احرام بدين گونه است . گويد محمد بن عبد اللّه انصارى ما را خبر داد و گفت پدرم ، از گفتهء عمويش ثمامة بن عبد اللّه ، از گفتهء انس بن مالك براى ما نقل كرد كه به پسرانش مىگفته است * پسرانم ! دانش را با نگارش پايدار كنيد و دربند كشيد . « 2 » گويد عفان بن مسلم و حسن بن موسى اشيب هر دو ، از گفتهء حماد بن سلمه ، از ثابت بنانى ما را خبر دادند كه پسران انس بن مالك به پدر خود گفتهاند * پدر جان ! چرا همانگونه كه براى بيگانگان حديث نقل مىكنى براى ما حديث نمىگويى ؟ گفت : پسرانم ! همانا آن كس كه فراوان گويد ياوه مىگويد .
--> ( 1 ) محل احرام بستن و ميقات مردم عراق و مرز ميان نجد و تهامه است . به معجم البلدان ، ج 6 ، ص 154 مراجعه شود . ( 2 ) اين سخن حديث شريف نبوى است . به شماره 6167 كتاب جامع الصغير ، سيوطى مراجعه فرماييد كه منبع آن را از معجم كبير طبرانى و مستدرك حاكم نيشابورى نشان دادهاند .